اکبر شاه از چه می ترسی؟

مگر نه اینکه همیشه گفته اند، شاه از کسی نمی ترسه؟ مگر به شیر بی خود لقب شاه و سلطان داده اند؟ شیر را از هیچ جنبنده ای هراسی نیست؟ حتی کرگدن و فیل و خرس هم که هیکل بزرگتر و گاهی زور بازوی بیشتری دارند از شیر که سلطان جنگل هست حساب می برند، می دونی چرا؟ چون برای شاه بودن، برای سلطان بودن و برای شیر بودن این زور بازو و اندام درشت نیست که لازمه، ابهت و تدبیر و شایستگی لازمه، وقتی همه حیوانات جنگل شیر رو به عنوان سلطان می پذیرند و برایش احترام و عزت قائل هستند و با هر نعره شیر همه جنگل در سکوت فرو می رود و هرکس و ناکسی حساب کار دستش می آید، حیوانات تنومندتر و بزرگتر و قوی تر هم ابهت شیرشاه می گرتشان، آنها هم ناخودآگاه تحت تاثیر شاه بر سایرین برایش احترامی قائل هستند، با اینکه  هیچگاه گزندی از جانب سلطان برای این ساکنین بزرگ و غول پیکر متصور و محقق نیست ولی ایشان هم کاری به کار شیر ندارند و سلطنت شیر را بر جنگل پذیرفته اند و در سایر کنار حیوانات برایش احترامی قائل هستند ولی نه ایشان را با شاه کاری است و نه شاه از ایشان باکی. این چند خط با الهام از جنس داستانهای کلیله و دمنه و یا قلعه حیوانات که می کوشند زندگی انسان ها رو به زبان دیگری نقل کنند نوشته شدند، اما بی دریغ اوضاع و احوال این روزهای ما رو حکایت می کنند. اکبر شاه اگر امروز برای نماز جمعه تهران پا پس بگذاری، و قدمی عقب نشینی کنی، این رو بدون و مطمئن باش که قدم بعدی روباه ها و گرگ ها به کمک چماقداری خرسها و کرگدنهایشان حذف تو از صحنه سیاسی و اجتماعی ممکلت و انقلابی هست که برایش از جوانی و زندگی خود گذشته ای، زندان های ساواک رو تجربه کردی. نگذار با خفت زندان های سید علی پینوشه و مجتبی جبار رو هم تجربه کنی. اکبر شاه، روزی که سالهای ابتدای انقلاب بود، زمزمه نفوذ کلام و تاثیر سخن تو بر امام دهن به دهن می چید، هرچه از عمر انقلاب گذشت و حوداث یکی بعد از دیگری حادث شدند، هرجا ایران و انقلاب توفیقی در حل اون مسائل داشتند، نام تو و یاد تو همراهش بود و هرجا شکستی رقم خورد عدم توجه به راهکارهایت بین عوام زمزمه می شد. (هرچند که تو و فرزندانت از کنار انقلاب برده اید و برای نسلهای بعد از خود توشه فراوان ساخته اید و بیت المال رو اندوخته اید، ولی بر تو خرده ای نیست، این خصلت همه شاهان دنیا از دموکرات تا دیکتاتورشان بوده هست و خواهد بود، تنها نقطه سیاه زندگی سیاسیت آلوده بودن دستانت به کشتار مخالفان و به بند کشیدن معترضان و آزار ایشان بوده هست که خودت همیشه رد کرده ای ولی ادله قوی بر اثبات آنها هست، اما همین مردم تو را بخشیده و خواهند بخشید اگر همان سیاست بودن در کنار مردم رو به بودن در کنار ولایت مطلقه ظلم و داد و غیر شرعی و غیر عرفی علی خامنه ای ادامه بدی، همان غیبت های جنجالی تنذیف و تحلیف و ... رو ادامه بدی و همان حداقل هر چهار هفته که نوبت توست خطبه های نمازت را از دل مردم و نه از دل خ.ر بخونی) وقتی جنگ با فرماندهی تو بعد از هشت سال تمام شد و ایران اون همه خسر و زیان دید، باز هم تاثیر تو بر امام برای پذیرش جنگ مشهود بود، اما گل سرسبد نفوذ و اقدامات تاثیر گذارت گماردن علی خامنه ای به منصب رهبری بود، هنوز ساعاتی از مرگ خمینی نگذشته بود که دستور تشکیل جلسه فوری خبرگان رو دادی و با اون نمایش متبحرانه ات سایر ملا های مجلس رو قانع کردی که نظر خمینی روی علی خامنه ای بوده است (نقل قول آبکی که تو از قول آقای شبستری که ایشون هم از قول آقای طاهری نقل کرده که وقتی از امام در یکی از جلسات مباحثه پرسیده شده است که بعد از شما ما کسی رو نداریم، امام گفته چرا می گویید ندارید همین آقای خامنه ای و بعد خودت برای قیام رای گیری زود تر از دیگران برخاستی و سایرین رو هم دعوت به قیام کردی تا با زور و نفوذت علی خامنه ای رو رهبر کنی) همه گفتند که این کار کار اکبر شاه بوده است تا نفر دیگری را رهبر کند و خودش در همان موقعیت اجرایی با دستان باز و راحت تر به سیاست هایش ادامه دهد و البته مردم درست می گفتند ولی نه آنها و نه خودت اکبرشاه فکرش را نمی کردی که روزی این ماری که در آستین خودت پروروندی اینطوری دیکتاتور مابانه و وحشیانه به همراه پسرک مفت خور بی همه چیزش پاچه ات را بگیره و به زیر بکشتت و قصد حذف و نابودی ات را کرده باشه...اینطور گام به گام همه اون سالها رو گذراندی و به ریاست مجلس هشت ساله و ریاست جمهوری هشت ساله ات رسیدی و دیگر لقب شاه با نامت پیوند جاودانه خورد و شدی اکبرشاه، تا آنجه که مردم خوش ذوق ما برایت لطیفه ای ساختند که از والده مرحومه مکرمه ات پرسیدند بعد از انقلاب از اکبر چه خبر؟ که ایشان در جواب می گفت "من که به اون صورت خبری ندارم ولی می گویند در تهران شاه شده، مبارکش باشه..." خداوند مادرت را رحمت کند ولی این باور همه مردم این ممکلت بود و هست و امروز نوبت توست که درجا نزنی که با اتکای همین مردمی که امروز خشمگینانه در طلب حق مسلمشون هستند نشون بدی که با گذر زمان و سفید شدن موهایت هنوز بایسته و شایسته نام اکبرشاه هستی، اگر امروز با مردم باشی و کنارشون بمونی برای همیشه تاریخ نام نیکت و همراهی مردمی ات باقی خواهند بود و نیک می دانی که این مردم مهربان فراموشکار هرچه بدی و گناه کرده ای را به پای این همراهی مردانه ات خواهند بخشید. اما همیشه به یاد داشته باش که این تو هستی که به مردم نیاز داری و نه مردم به تو. اکبرشاه بلند شو و شاهانه پشت مردم بایست و مردانه یاری کن این مردم خسته از ظلم و جور رو...

 

/ 18 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهتاب

اومدم تبریک بگم عید رو...! عبدت مبارک...هنوز به یادت هستم..و امیدوارم همیشه در شادی باشی و در پناه حق!

پسری متولد کوهستان

سلام دیوید جان! سالمی؟؟؟؟؟؟؟؟ خوشحالم که ازت خبر رسید. چه خبر چکار می کنی ؟ ایرانی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

لارا

نامرد نوروزت مبارک من شوهر کردم بچه دارم شدم

مهتاب

سلام!دوستی چندین و چند ساله!....تولدت مبارک...![گل][هورا] نیستی هااا

مهتاب

[گل]

پرکلاغی

دوید جان: اینو اینجا می‌نویسم که بدونی همیشه بهت سر می‌زنم! حتی اگه ننویسی... (و حتی اگه ایمیل هم جواب ندی)