آنچه نمی توان ندید...

خواستم با این چند کلمه اینجا بنویسم که آنچه امروز در فلسطین می گذرد فرسنگ ها با باور های انسانی و مذهبی من فاصله دارد. این روزها که اینور دنیا در آرژانتین هستم از طریق کانالهای خبری و وب سایت ها می بینم و می شنوم آنچه را که ازش متنفرم...

/ 13 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آناهیتا

از اون حرفها بودا پسرک دوست داشتنی! مگه میشه تورو یادم بره آخه که اینقدر از کامنتم تعجب کردی؟درضمن ما با چشم دل دوستان رو می بینیم اینه که هیچوقت محو نمیشن

همون بی نام قبلنا!

چه بگویم؟!!!..... حرف زیاداست اما... اینجا که میام حس می کنم دوباره 16 ساله ام و پر شور وحال....خصوصا وقتی وبلاگم در لیست وبلاگ هادوستانت جز اولین هاست[لبخند]یادش به خیر! منتظر سفرنامه ی ایرانت هستم...کجایی؟[گل]

مهتاب

همه تو رومی شناسن...تو آدم خوبی هستی...همه حضرت ابراهیم و دینش رو هم می شناسن...[لبخند]..شاد باشی...

کاپیتانی بدون هواپیما

آا هر جای دنیا بری باز دوست مایی فراموشت نمیکنم حتی اینقدر هم که سرت شلوغه و آپ نمیکنی و یادی هم از ما نمیکنی [ناراحت]

Jacob

shalom chaver. nemidunam eric ro mishnakhti ya na ama hatman sari be blog jadidesh bezan. lehitraut

لارا

سلام: چرا چیزی درباره ایلان حلیمی نمینویسی. چرا نمیگی یک مشت مسلمون تند رو این جوان یهودی و شکنجه کردن و کشتن چون یهودی بود. چطور دفاع اسراییل از کشورشو محکوم میکنی ولی حرفی در اینباره نمیزنی!!!!

مهتاب

کجایی؟؟چرا از ایران نمینویسی؟؟؟

تتت

وبلاگهای ایران خطرناکه. سریع به وبلاگ خارجی کوچ کن. با جون خودت بازی نکن