دلم گرفته است خدای من..

این متن زیر رو یکی از دوستان قدیمی وبلاگ نویسم که اصلا از حال و روز این روزهای من خبر نداره برایم فرستاده است توی یاهو مسنجر، عجیب بیان کننده حال و احوال این روزهای من هست، از دیدنش به قدری تعجب کردم که بعد از چندین ماه اومدم اینجا هم بنویسمش...

اگه بی هوا کسی وارد زندگیت شد بدون کار "خدا" بوده اگه بی محابا دلها قبل از دستها بهم گره خورد بدون کار "خدا" بوده اگه گریه هات تو خنده غفلت دیگران شنیده نشد تا خرد نشی بدون تنها محرمت "خدا" بوده حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهائی خفه ات کرده شک نکن تنها مرحمت "خداست" که از سر تواضع یه بهونه واسه نوازشت گیر آورده است.

/ 9 نظر / 7 بازدید
پرکلاغی

[ناراحت] نیومدی، نیومدی، اومدی هم چه غمگین اومدی...

پرکلاغی

دوید عزیزم، دلم برای اون روزهایی تنگ شده که ماهی دو بار حداقل آپ می‌کردی.

پرکلاغی

دوییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییید... این‌قدر ناراحت نباش :(

لارا

من منتظرم بهم سر بزنی من و بیخبر نزار باشه نگرانتم[گل] دوست همیشگیت[گل][گل][گل][گل][گل][گل]

لارا

The Lives of Others رو دیدی . تو فیلمهایی که دیدم خیلی عایل بود[گل]

زیتا.

سلام.خوش اومدی.[لبخند]

سرباز هخامنشی

سلام دوست خوب و عزیزم خیلی وقته ازتون بیخبرم ... خوشحالم که خوبید و مثه همیشه قشنگ مینویسین ... شاد و سربلند باشید در سایه سار اهورامزدا ... سورنا سردار دلیر پارتی معاصر اشک سیزدهم، ارد اول (قرن اول ق م.) وی از نظر نژاد و ثروت و شهرت پس از شاه رتبهٔ اول را داشت و بسبب نجابت خانوادگی در روز تاجگذاری پادشاه حق داشت که کمربند شاهی را بکمر بندد. سورنا ارد را به تخت نشانید و شهر سلوکیه را متصرف شد و اول کسی بود که بر دیوار شهر مذکور بر آمد و با دست خود اشخاصی را که مقاومت میکردند بزیر افکند. وی در این هنگام بیش از ۳۰ سال نداشت، بااین وجود ... [گل]